پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

نه چو رخت ماه سخنگو بود

نه چو قدت سرو سمن بو بود

سرو بنا از بر چشمم مرو

سرو همان به که بر جو بود

دیده زبالای تو جوید بلا

چو نشنیدم که بلا جو بود

بهر تو داریم سرشکی چو می

اشک ندیدیم که بر غو بود

لابه نماید دل خود رای من

تا رخ تو لاله خودرو بود

بر دل من ضربت مژگان تو

چون به مثل سوزن و ترغو بود

شمع نحیف توام و هر شبم

زاشک چو خون جامه ده تو بود

کهنه کهن تر شود و عشق تو

در دل من هر نفسی نو بود

پیش تو گر سوزم و پروانه وار

پیش توام بیش تکاپو بود

آهوی سیمینی و زآهو بری

خوی پلنگی ز تو آهو بود

از تو که سر تا قدمت نیکوئیست

زشتی کردار نه نیکو بود

خوی بد از یار نداند برید

یار به آنست که خوشخو بود

رنگ نو آموخته ای تا کرا

در خور نیرنگ تو نیرو بود

بسکه تظلم کنم از جور تو

پیش شه آنروز که یرغو بود

بی سخنی داد ده و داد دم

شاه سخندان و سخنگو بود

سعد ملک ذات که گر بر زمین

نفس فرشته طلبند او بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰اگر شکایتم از هجر یار باید کرد
  2. شمارهٔ ۲۱اگر به صبر مرا با تو چاره باید کرد
  3. شمارهٔ ۲۲تا سر زلف تو شوریده و سرکش باشد
  4. شمارهٔ ۲۳دلی که با غم عشق تو همنشین گردد
  5. شمارهٔ ۲۴ای که بی چشم تو چشمی چشم من جز تر ندید
  6. شمارهٔ ۲۵کجا از دوزخ اندیشد تنی کز مهر تو سوزد
  7. شمارهٔ ۲۶بر من همه خواری از دل آمد
  8. شمارهٔ ۲۷گر یاد رنگ رویت در بوستان برآید
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.