پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

دم فروکش دلا که همدم نیست

راز خود خود شنو که محرم نیست

راه مردی و مردمی و وفا

این سه خصلت در اهل عالم نیست

گر بجوئی حفاظ در سگ هست

لیک در ذات نسل آدم نیست

چو بقای جهان و گردش چرخ

عهد کس پایدار و محکم نیست

در جهان شرط دوستی و صفا

هیچ کس را مگر مسلّم نیست

دوستی یکدلم به کف ناید

دوستی چه که آشنا هم نیست

صبر می‌کن دلا که درد تو را

بهتر از صبر هیچ مرهم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵یا جانم ازین قالب دلگیر برآرید
  2. شمارهٔ ۱۶چون زلف سرفشان تو در تاب می‌رود
  3. شمارهٔ ۱۷چو غنچه وقت سحر حلّه‌پوش می‌آید
  4. شمارهٔ ۱۸نه چو رخت ماه سخنگو بود
  5. شمارهٔ ۱۹یا ترک من بی دل غمخوار بگوئید
  6. شمارهٔ ۲۰اگر شکایتم از هجر یار باید کرد
  7. شمارهٔ ۲۱اگر به صبر مرا با تو چاره باید کرد
  8. شمارهٔ ۲۲تا سر زلف تو شوریده و سرکش باشد
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.