پرش به محتوای اصلی
سراج قمری سراج قمری

غزلیات

شمارهٔ ۲

در پیش من ز بهر طرب کوزهٔ مل است

و این هردو دست کردهٔ آهل در آمل است

گاهی حدیث من ز غزل‌های قمری است

گاهی سماع من ز نواهای بلبل است

گاهی ز بوی باده، در این دست عنبر است

گاهی ز زلف دوست در آن دست سنبل است

شکل صنوبریش نکردست میل من

وانگاه سرو قامت او، پر تمایل است

آخر نهاد برخط او سر، چوبندگان

زلفش اگر چه قاعده ی او تطاول است

برخی روی می که زفیض جمال اوست

اندر زمانه هرچه طرب را تجمل است

از می مدار باک و زتقوی کمرمبند

مردان راه را بجز اینها توصل است

بردین نکوست تکیه، ولی بهتر اوفتاد

آن بنده را، که برکرم حق توکل است

هرکس به حد بزرگ است بهتر آنک

هر جزو کاعتبار کنی ذات او کل است

معنی طلب، به قول مشو غره، زانکه دیگ

زان شد سیاه روی، که در بند غلغل است

بهر ثبات کار، سبکبار شو که کوه

اغلب زبهر بار گران در تزلزل است

دل در جهان مبند که نیکیش جمله بد

کارش بکلی ابتر و عزش همه ذل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴چو لب تو غنچه نبود، چو رخت سمن نباشد
  2. شمارهٔ ۵هین در دهید باده که آنها که آگهند
  3. شمارهٔ ۶کجا کسی که چو او را صبوح دست دهد
  4. شمارهٔ ۷ای نعل من از غمت در آتش
  5. شمارهٔ ۸سرو، نازان شود ز رفتارش
  6. شمارهٔ ۹ای به دو چشم نرگسین آفت روزگار من
  7. شمارهٔ ۱۰دم او، زنده کند مرده از انک
  8. شمارهٔ ۱۱در این دوران تنی محرم نیابی
همه‌ی غزلیات ←

سراج قمری درباره‌ی سراج قمری

سراج‌الدین قُمری آمُلی معروف به سراج قمری یا قمری آملی (درگذشتهٔ ۶۲۵ ق.) از شاعران قرن ششم و اوایل قرن هفتم است. برخی او را خوارزمی و بعضی گرگانی دانسته‌اند ولی غالباً او را آملی می‌دانند. وی با عمادی شهریاری و کمال اسماعیل هم‌روزگار بوده و مداحی سلطان غیاث‌الدین ملکشاه خوارزمی را می‌نموده است. دیوان سراج قمری سیزده ه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.