پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

خط چو سر زد عارض دلدار می‌یابد فرح

سبزه چون پیدا شود گلزار می‌یابد فرح

بی ‌کدورت نیست با اغیار دیدن یار را

بیشتر دل از گل بی‌خار می‌یابد فرح

رو دهد چون اختلاطی اهل را بی فیض نیست

خال چون موزون فتد رخسار می‌یابد فرح

هست پنهان پرتو انوار در دل‌های شب

زان تجلی دیده بیدار می‌یابد فرح

دیده‌ام قصاب کی بیند ز گرد توتیا

آن‌قدر کز خاک پای یار می‌یابد فرح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳دمید خط ز لب یار و شد بهار قدح
  2. شمارهٔ ۹۴مبین به عارض آن سبز گندمین گستاخ
  3. شمارهٔ ۹۵تنها در این هوا نه همین آب کرده یخ
  4. شمارهٔ ۹۶ای با رخ تو خال سفید و سیاه و سرخ
  5. شمارهٔ ۹۷آن را که داغ عشقش پا تا به سر نباشد
  6. شمارهٔ ۹۸کی تواند هر طبیبی چاره هجران کند
  7. شمارهٔ ۹۹ندارد مرگ هر کس کشته آن تیر مژگان شد
  8. شمارهٔ ۱۰۰بوی عود و بید در مجمر مشخص می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.