پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

خال عنبربو جدا و خط مشکین‌مو جداست

آنچه خوبان را بود در کار با آن دل‌رباست

نرگس شهلا است یا چشم است یا آهوی چین

زینت حسن است یا خال است یا مشک ختاست

لاله سیراب یا ابر است یا قرص قمر

هاله ماه است یا خطّ است یا دام بلاست

دُرجِ مروارید یا لعل است یا عناب لب

شربت قند است یا شهد است یا آب بقاست

این قد و بالاست یا سرو است یا آشوب دهر

جلوه قد است یا شمشاد یا صُنعِ خداست

خنجر فولاد یا الماس یا نظاره است

این به‌ دل ‌جا کرده مژگان است یا تیر قضاست

می‌رسد با تیغ خون‌آلود آن شوخ از غضب

عید قربان است ای قصاب یا روز جزاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳خوشه خرمن ما را دل صد چاک بس است
  2. شمارهٔ ۸۴روی بر آیینه ز آن رخسار می‌گویم حدیث
  3. شمارهٔ ۸۵همرهان بر سینه بی دلدار سنگ ما عبث
  4. شمارهٔ ۸۶ای وصل تو را آرزوی دل شده باعث
  5. شمارهٔ ۸۷از کج‌نهاد سرنزند جز بیان کج
  6. شمارهٔ ۸۸ای خطّت از قلمرو خوبی ستانده باج
  7. شمارهٔ ۸۹خون می‌خورم ز عشق و مدارم گرفته اوج
  8. شمارهٔ ۹۰روز اول چون حباب از هم‌نشینی‌های موج
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.