پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

سیر دنیا یک قدم نشو و نمایی بیش نیست

همچو گل در صحبت باد صبایی بیش نیست

نقد حسن او به دست ما چو آید می‌رود

وصل عاشق را به کف رنگ حنایی بیش نیست

دیده باطن دو عالم را تماشا می‌کند

چشم ظاهربین چراغ پیش‌ پایی بیش نیست

عاشق از یک دیدن قاتل تسلی می‌شود

کشته او را نگاهش خون‌بهایی بیش نیست

مقصد رندان ز عالم واله هم گشتن است

ورنه این آیینه گیتی نمایی بیش نیست

زاد راهی گیر ای قصاب آمد وقت کوچ

کاین همه معموره یک مهمان‌سرایی بیش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲تن چه باشد چاردیوار بنای عاریت
  2. شمارهٔ ۸۳خوشه خرمن ما را دل صد چاک بس است
  3. شمارهٔ ۸۴روی بر آیینه ز آن رخسار می‌گویم حدیث
  4. شمارهٔ ۸۵همرهان بر سینه بی دلدار سنگ ما عبث
  5. شمارهٔ ۸۶ای وصل تو را آرزوی دل شده باعث
  6. شمارهٔ ۸۷از کج‌نهاد سرنزند جز بیان کج
  7. شمارهٔ ۸۸ای خطّت از قلمرو خوبی ستانده باج
  8. شمارهٔ ۸۹خون می‌خورم ز عشق و مدارم گرفته اوج
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.