پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

ای وصل تو را آرزوی دل شده باعث

بر راه تو‌ام دوری منزل شده باعث

در گوشه ابروی تو آن خال مرا کشت

بر قتل من این زهر هلاهل شده باعث

گر دیر دهم جان ز غمش نیست ز سختی

شوق رخ آن شوخ‌شمایل شده باعث

دانی ز چه رو گل نتوان چید ز رویش

بر عارضش آزرم چو حائل شده باعث

بر قتل من غم‌زده بی‌سروسامان

تیغ دو دم ابروی قاتل شده باعث

قصاب تو را کی بود از بند خلاصی

در گردنت آن زلف سلاسل شده باعث

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸ای خطّت از قلمرو خوبی ستانده باج
  2. شمارهٔ ۸۹خون می‌خورم ز عشق و مدارم گرفته اوج
  3. شمارهٔ ۹۰روز اول چون حباب از هم‌نشینی‌های موج
  4. شمارهٔ ۹۱خط چو سر زد عارض دلدار می‌یابد فرح
  5. شمارهٔ ۹۲رفت شب تا پرده از رخسار بگشاید صباح
  6. شمارهٔ ۹۳دمید خط ز لب یار و شد بهار قدح
  7. شمارهٔ ۹۴مبین به عارض آن سبز گندمین گستاخ
  8. شمارهٔ ۹۵تنها در این هوا نه همین آب کرده یخ
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.