پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۵

ابر سودای تو آن لحظه که توفان بارد

دل دیوانه ما جان به جوی نشمارد

تخم سودای تو در بهر یقین افشاندم

دل شناسد که ازین بحر چه برمی‌دارد؟

زاهد از شیوه تقلید درین مزرع عمر

من ندانم چه درودست و چه‌ها می‌کارد

واعظ از مستی عشاق ندارد خبری

در چنین معصره‌ای غوره چه می افشارد!

باد می‌آید و از کوی تو دارد خبری

دل و جانها همه خون، تا چه خبر می آرد

دل ما را به صفا وصل تو جان می‌بخشد

جان ما را به جفا هجر تو می‌آزارد

قاسمی، هرکه در این کوچه درآمد سر باخت

غیر آن زاهد ترسیده که سر می‌خارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۷ز ذوق عالم عرفان کجا خبر دارد
  2. شمارهٔ ۲۳۸دیده مشتاق و دلم میل فراوان دارد
  3. شمارهٔ ۲۳۹نقاره سحری قصه‌ای نهان دارد
  4. شمارهٔ ۲۴۰آن خواجه سر بشر ندارد
  5. شمارهٔ ۲۴۱مرا سودای او دیوانه دارد
  6. شمارهٔ ۲۴۲بپیش اهل سیادت سعادتی دارد
  7. شمارهٔ ۲۴۳دلم از شیوه شیرین تو شوری دارد
  8. شمارهٔ ۲۴۴هر دلی در دو جهان چشم و چراغی دارد
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.