پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۹

در هر انجام محبت طرح آغاز افگنم

مهر بردارم ازو تا هم بر او بازافگنم

در هوای قتل سر بر آستانش می نهم

تا به لوح مدعا نقش خداساز افگنم

لاف پرکاری ست صبر روستایی شیوه را

خواهمش کاندر سواد اعظم ناز افگنم

صعوه من هرزه پروازست بو کز فرط مهر

بیخودش در آشیان چنگل باز افگنم

بی زبانم کرده ذوق التفات تازه ای

لاجرم شغل وکالت را به غماز افگنم

هر قدر کز حسرت آبم در دهن گردد همی

هم ز استغنا به روی بخت ناساز افگنم

مردم از افسردگی هنگام آن آمد که باز

رستخیزی در دل از خون کرد و بگداز افگنم

همزبانم با ظهوری مطلعی کو تا ز شوق

با جرس در ناله آوازی بر آواز افگنم

نامه بر گم شد در آتش نامه را باز افگنم

چون کبوتر نیست طاووسی به پرواز افگنم

از نمک جان در تن طرز نکویان کرده ام

زین سپس در مغز دعوی شور اعجاز افگنم

رنجه دارد صورت اندیشه یاران مرا

مفت من کایینه خود را ز پرداز افگنم

ترک صحبت کردم و در بند تکمیل خودم

نغمه ام جان گشت خواهم در تن ساز افگنم

تا ز دود اهل نظر چشمی توانند آب داد

رخنه در دیوار آتشخانه راز افگنم

بگسلم بند و دهم اوراق دیوان را به باد

خیل طوطی اندرین گلشن به پرواز افگنم

غالب از آب و هوای هند بسمل گشت نطق

خیز تا خود را به اصفاهان و شیراز افگنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۱دگر نگاه ترا مست ناز می‌خواهم
  2. شمارهٔ ۲۶۲گم گشته به کوی تو نه دل بلکه خبر هم
  3. شمارهٔ ۲۶۳درد ناسازست و درمان نیز هم
  4. شمارهٔ ۲۶۴نشاط آرد به آزادی ز آرایش بریدن هم
  5. شمارهٔ ۲۶۵صبح شد خیز که روداد اثر بنمایم
  6. شمارهٔ ۲۶۶شب‌های غم که چهره به خوناب شسته‌ایم
  7. شمارهٔ ۲۶۷وحشتی در سفر از برگ سفر داشته‌ایم
  8. شمارهٔ ۲۶۸تا فصلی از حقیقت اشیا نوشته‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.