پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۰

چاک از جیبم به دامان می‌رود

تا چه بر چاک از گریبان می‌رود

جوهر طبعم درخشانست لیک

روزم اندر ابر پنهان می‌رود

گر بود مشکل مرنج ای دل که کار

چون رود از دست آسان می‌رود

جز سخن کفری و ایمانی کجاست؟

خود سخن در کفر و ایمان می‌رود

هر شمیمی را مشامی درخور است

بوی پیراهن به کنعان می‌رود

آید و از ذوق نشناسم که کیست

تا رود پنداشتی جان می‌رود

می‌برد اما نه یک جا می‌برد

می‌رود اما پریشان می‌رود

هرکه بیند در رهش گوید همی

قبلهٔ آتش‌پرستان می‌رود

اول ماه است و از شرم تو ماه

آخر شب از شبستان می‌رود

بگذر از دشمن دلش سخت است سخت

آبروی تیر و پیکان می‌رود

کیست تا گوید بدان ایوان‌نشین

آنچه بر غالب ز دربان می‌رود؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۲چون بپویی به زمین چرخ زمین تو شود
  2. شمارهٔ ۱۸۳دل نه تنها ز فراق تو فغان ساز دهد
  3. شمارهٔ ۱۸۴دگر فریب بهارم سر جنون ندهد
  4. شمارهٔ ۱۸۵غم چو به هم درافگند رو که مراد می‌دهد
  5. شمارهٔ ۱۸۶داغم از پرده دل رو به قفا می‌آید
  6. شمارهٔ ۱۸۷نه از شرمست کز چشم وی آسان برنمی‌آید
  7. شمارهٔ ۱۸۸چه عیش از وعده چون باور ز عنوانم نمی‌آید
  8. شمارهٔ ۱۸۹کسی بامن چه در صورت پرستی حرف دین گوید
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.