پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۱

پرده برانداختی، چهره برافروختی

میکده را ساختی، صومعه را سوختی

من صفتی جز وفا هیچ نیاموختم

تو روشی جز جفا هیچ نیاموختی

بر سر اهل وفا سایه نینداختی

غیر متاع جفا مایه نیندوختی

تا دل من در غمت جامهٔ جان چاک زد

چشم امید مرا از دو جهان دوختی

ای دم باد صبا خواجه ما را بگو

بندهٔ خود را به هیچ بهر چه بفروختی

با تو فروغی مگر دم زده از درد خویش

کز سخن ناخوشش سخت‌تر افروختی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۳ای صورت زیبا که به سیرت ملکستی
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۴کسی که دامنش آلودهٔ شرابستی
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۵صورتت یک باره آزادم نمود از قید هستی
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۶مسجد مقام عجْب است، میخانه جای مستی
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۷چه خلاف سر زد از ما که درِ سرای بستی
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۸یک جام با تو خوردن یک عمر می‌پرستی
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۹با من اگر خواجه سری داشتی
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۰ای که هم آغوش یار حور سرشتی
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.