پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۵

صورتت یک باره آزادم نمود از قید هستی

پی به معنی برده‌ام در عالم صورت پرستی

تاب زلفت تاب مشتاقان برد در حال جنبش

ترک چشمت خون هشیاران خورد در عین هستی

هم لبان لعل تو نامم نبرد از بینوایی

هم دهان تنگ تو کامم نداد از تنگدستی

طالبان را نیش شوقت خوشتر است از نوشِ دارو

عاشقان را درد عشقت بهتر است از تندرستی

هم تو را در عرش اعلا جسته هم در قعر دریا

ای تو مقصود فروغی بوده زین بالا و پستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۷چه خلاف سر زد از ما که درِ سرای بستی
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۸یک جام با تو خوردن یک عمر می‌پرستی
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۹با من اگر خواجه سری داشتی
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۰ای که هم آغوش یار حور سرشتی
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۱نقد غمت خریدم با صد هزار شادی
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۲سر از کمند نپیچم اگر تو صیادی
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۳رفتی بر غیر و ترک ما کردی
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۴زان سر زلف مرا بی سرو سامان کردی
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.