پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۳

رفتی بر غیر و ترک ما کردی

ای ترک ختن بسی خطا کردی

پیمانه زدی ز دست بیگانه

اندیشهٔ خون آشنا کردی

سرخوش به کنار بلهوس خفتی

بنگر که به اهل دل چه‌ها کردی

جز با من دل شکسته در عالم

هر عهد که بسته‌ای وفا کردی

در عهد تو هر چه من وفا کردم

پاداش وفای من جفا کردی

آبی نزدی بر آتشم هرگز

تا بر لب آب خضر جا کردی

آنگه که قبای ناز پوشیدی

پیراهن صبر من قبا کردی

بی‌چاره منم وگر نه از رحمت

درد همه خستگان دوا کردی

بی بهره منم وگر نه از یاری

کام همه طالبان روا کردی

الا من که محکمش بستی

هر بسته که داشتی رها کردی

تا غدرِ تو  زد رَهِ فروغی را،

هر فتنه که خواستی بپاکردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۵اگر ناصح نظر بر منظر جانان من کردی
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۶با آن که می از شیشه به پیمانه نکردی
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۷گه جلوه‌گر ز بام و گه از منظر آمدی
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۸دامن کشان شبی به کنارم نیامدی
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۹دگر فرود نیاید سرم به هیچ کمندی
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۰شب چارده غلامی ز مه تمام داری
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۱تا از مژهٔ دلکش تیری به کمان داری
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۲چو در میناست می، یاقوت رخشان است پنداری
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.