پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۹

با من اگر خواجه سری داشتی

هر سر مویم هنری داشتی

بر تو شدی سر اناالحق عیان

گر ز حقیقت خبری داشتی

غرق شدی ساکن بیت الحزن

چون من اگر چشم تری داشتی

قطع نظر کردمی از کاینات

جانب من گر نظری داشتی

دیدی اگر ماه مرا آفتاب

دیدهٔ حسرت نگری داشتی

کی غمی از روز جزا داشتم

شام غمش گر سحری داشتی

روی تو را ماه فلک خواندمی

گر لب هم چون شکری داشتی

قد تو را سرو چمن گفتمی

گر رخ هم چون قمری داشتی

کشت مرا حسرت آن ناتوان

کش تو به بالین گذری داشتی

در دل آن ماه چه بودی اگر

آه فروغی اثری داشتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۱نقد غمت خریدم با صد هزار شادی
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۲سر از کمند نپیچم اگر تو صیادی
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۳رفتی بر غیر و ترک ما کردی
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۴زان سر زلف مرا بی سرو سامان کردی
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۵اگر ناصح نظر بر منظر جانان من کردی
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۶با آن که می از شیشه به پیمانه نکردی
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۷گه جلوه‌گر ز بام و گه از منظر آمدی
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۸دامن کشان شبی به کنارم نیامدی
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.