پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲

اگر آن شاه دین پرور نوازد خاطر ما را

به تشریف قدومش خوش برافشانیم جانها را

ز مهر ناتمام ما جناب اوست مستغنی

به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را

من از آن نور روز افزون که مهدی داشت دانستم

که مدتها شود غائب، نتابد رایگان ما را

حدیث از شوق آن شه گوی و سرّ غیبتش کم جو

که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را

به یک غارت که آوردند خیل لشکر شوقش

چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را

برون از بهر نظم دین که در پای تو افشاند

زمین درهای دریا را، فلک عقد ثریا را

ز قول اهل دعوی تلخکامم فیض کی باشد

که مهدی در حدیث آرد لب لعل شکر خوارا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴یا رب که کارها همه گردد به کام ما
  2. شمارهٔ ۵به ملازمان مهدی که رساند این دعا را
  3. شمارهٔ ۶به خدا اگر به فیضت اثری رسد ز فیضت
  4. شمارهٔ ۷مژده آمدنت داد صبا دوران را
  5. شمارهٔ ۸دل می‏رود ز دستم صاحب زمان خدا را
  6. شمارهٔ ۹کجا رسم من مسکین بدان جناب کجا
  7. شمارهٔ ۱۰مژده وصل آن رفیع جناب
  8. شمارهٔ ۱۱ای شاهد قدسی بگشا بند نقابت
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.