پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۷

دلم پیوسته با مهرش قرین است

محبت خاتم دلرا نگین است

سرم ویرانهٔ گنج الهی

دلم دیوانهٔ عقل آفرین است

دو عالم در سر من جای دارد

نه پنداری وجود من همین است

گهی پرواز بالا آسمانم

اگرچه آشیان من زمین است

سرمن کرسی سلطان عشق است

دل من معنی عرش برین است

فضای سینه ام منزلگه دوست

درون این صدف درّ ثمین است

چو با حق در سخن آیم کلیمم

کلامم آن دم آیات مبین است

چو از حق دم زنم پرواز گیرم

مسیحم آندم این تن مرغ طین است

بنای چشم بر جانم طلسمیست

درون پیکرم گنجی دفین است

سرشت از مهر اهل البیت دارم

از آب کوثرم تخمیر طین است

اگر بیگانگان حرفم نفهمند

بنزد آشنایان مستبین است

اگر بر فیض بارد دم بدم فیض

عجب نبود که با حق همنشینست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۹نه زلفست آن که دلها را کمندست
  2. غزل شمارهٔ ۹۰کعبهٔ وصل تو پناه منست
  3. غزل شمارهٔ ۹۱گر کشی و گر بخشی هر چه میکنی خوبست
  4. غزل شمارهٔ ۹۲لب برلبم نه ساقیا تا جان فشانم مست مست
  5. غزل شمارهٔ ۹۳شوریدگان عشق را ای مطرب آهنگ فناست
  6. غزل شمارهٔ ۹۴نگارا در غمت جانم حزین است
  7. غزل شمارهٔ ۹۵صحرا وباغ و خانه ندانم کجا خوش است
  8. غزل شمارهٔ ۹۶گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.