پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۳

بیا ساقی بده آن آب گلگون

که دل تنگ آمد از اوضاع گردون

خرد را از سرای سر بدر کن

بر افکن پرده از اسرار مکنون

بگوش جان صلای عشق در ده

رسوم عاقلان را کن دگرگون

بکنج درد و غم تا کی نشینم

شکیبائی شد از اندازه بیرون

ببا تا آه آتشناک از دل

روان سازیم سوی چرخ گردون

فلک را سقف بشکافیم شاید

رویم از تنگنای دهر بیرون

دل و جانرا نثار دوست سازیم

که غیر دوست افسانه است و افسون

رقم کن بر دل و بر جانت ای فیض

برات سرخ روئی ز اشگ گلگون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷۵غم عشقت فزون شد چون کنم چون
  2. غزل شمارهٔ ۷۷۶میزنم بر صف اغیار جنونست جنون
  3. غزل شمارهٔ ۷۷۷چه شد گر کفر زلفت شد بلای دین
  4. غزل شمارهٔ ۷۷۸یکدمک پیش ما بیا بنشین
  5. غزل شمارهٔ ۷۷۹ای فتنها انگیخته آخر چه آشوبست این
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۰شور دریای حقایق ز آب چشم ما ببین
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۱ای بت خوش لقا بیا چشم نزار من به بین
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۲سوی ما آکه نباشد سفری بهتر از ین
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.