پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۶

میزنم بر صف اغیار جنونست جنون

میدرم پردهٔ پندار جنونست جنون

دل من تنگ شد از دیدن و پنهان کردن

میدرم پردهٔ اسرار جنونست جنون

هر حدیثی که بدل عشق نهان میگوید

همه را میکنم اظهار جنونست جنون

قدح باده ز میخانه برون می‌آرم

میکشم بر سر بازار جنونست جنون

چون شدم عاشق و دیوانه چسان صبر کنم

میدرم جامه بیکبار جنونست جنون

چند جان محنت دوری کشد و دل سوزد

میروم تا بر دلدار جنونست جنون

فیض انواع جنان داری و پنهان داری

سحر کردی تو در این کار جنونست جنون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷۸یکدمک پیش ما بیا بنشین
  2. غزل شمارهٔ ۷۷۹ای فتنها انگیخته آخر چه آشوبست این
  3. غزل شمارهٔ ۷۸۰شور دریای حقایق ز آب چشم ما ببین
  4. غزل شمارهٔ ۷۸۱ای بت خوش لقا بیا چشم نزار من به بین
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۲سوی ما آکه نباشد سفری بهتر از ین
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۳بنشین سرو روانم بنشین
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۴از سرّ وحدت دم زدم هذا جنون العاشقین
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۵از وفا نام شنیدیم همینست همین
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.