پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۸

یکدمک پیش ما بیا بنشین

تا بچندت جفا بود آئین

از غمت عاشقان دل شده را

آه جانسوز و اشگ خونین بین

شاید ار رحم در دلت باشد

کندت درد نالهای حزین

بنشین یک دم آتشی بنشان

بنشان آتشی دمی بنشین

پرسشی گر کنی غریبی را

کم نگردد ترا بدان تمکین

یکدمک یکدمک چه خواهد شد

جان من جان من بپرس و به بین

زار و بیچاره در غمت چه کند

بیدل و بیکسی غمین و حزین

کس شنیده است اینچنین ستمی

یا کسی دیده است یار چنین

دشمن ار بیندم بگرید خون

آه ازین دوستان دل سنگین

بی‌رخت گر بر آورم نفسی

آتش افتد در آسمان و زمین

سردهم گر بکام دل آهی

دود آهم رسد به علیین

جگر از راه دیده پی در پی

می‌کند دست و دامنم رنگین

تا بنزد خودم بخوان بنواز

یا سرم را ببر بخنجر کین

فیض از عشق اگر نداری دست

بردت عشق تا بهشت برین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۸۰شور دریای حقایق ز آب چشم ما ببین
  2. غزل شمارهٔ ۷۸۱ای بت خوش لقا بیا چشم نزار من به بین
  3. غزل شمارهٔ ۷۸۲سوی ما آکه نباشد سفری بهتر از ین
  4. غزل شمارهٔ ۷۸۳بنشین سرو روانم بنشین
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۴از سرّ وحدت دم زدم هذا جنون العاشقین
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۵از وفا نام شنیدیم همینست همین
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۶جانب دوست میکشد عشق مرا که همچنین
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۷سوختم از جفات من حق وفا که همچنین
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.