پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۹

ای فتنها انگیخته آخر چه آشوبست این

ای خون عالم ریخته آخر چه آشوبست این

از زلف شور انگیخته بر ماه عنبر بیخته

دلها در او آویخته آخر چه آشوبست این

از چشم سحر انگیخته مژگان بزهر آمیخته

خون خلایق ریخته آخر چه آشوبست این

از لعل شکر ریخته جان در شکر آمیخته

شور از جهان انگیخته آخر چه آشوبست این

از لطف قهر انگیخته با قهر لطف آمیخته

وین هر دو درهم ریخته آخر چه آشوبست این

از عشق شور انگیخته با جان فیض آمیخته

زو این جواهر ریخته آخر چه آشوبست این

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۸۱ای بت خوش لقا بیا چشم نزار من به بین
  2. غزل شمارهٔ ۷۸۲سوی ما آکه نباشد سفری بهتر از ین
  3. غزل شمارهٔ ۷۸۳بنشین سرو روانم بنشین
  4. غزل شمارهٔ ۷۸۴از سرّ وحدت دم زدم هذا جنون العاشقین
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۵از وفا نام شنیدیم همینست همین
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۶جانب دوست میکشد عشق مرا که همچنین
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۷سوختم از جفات من حق وفا که همچنین
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۸ای صبا با یار سنگین دل بگو
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.