پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۵

غم عشقت فزون شد چون کنم چون

شکیب از حد برون شد چون کنم چون

مرا بی جرمی از خود دور کردی

دلم زینغصه خون شد چون کنم چون

بکام اژدهای غم فتادم

نمیدانم که چون شد چون کنم چون

دلی کان با وصالت داشت آرام

کنون در هجر خون شد چون کنم چون

ز عشقت ای پری دیوانه گشتم

سراپایم جنون شد چون کنم چون

بگرداب بلائی مبتلایم

که نتوان زان برون شد چون کنم چون

بلای عشق و بی تابی و مستی

جنون من فنون شد چون کنم چون

دلم در زلف بی‌آرام جا کرد

سکونم بیسکون شد چون کنم چون

نمیگنجد دگر در سینهٔ فیض

غمش از حد برون شد چون کنم چون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷۷چه شد گر کفر زلفت شد بلای دین
  2. غزل شمارهٔ ۷۷۸یکدمک پیش ما بیا بنشین
  3. غزل شمارهٔ ۷۷۹ای فتنها انگیخته آخر چه آشوبست این
  4. غزل شمارهٔ ۷۸۰شور دریای حقایق ز آب چشم ما ببین
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۱ای بت خوش لقا بیا چشم نزار من به بین
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۲سوی ما آکه نباشد سفری بهتر از ین
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۳بنشین سرو روانم بنشین
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۴از سرّ وحدت دم زدم هذا جنون العاشقین
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.