پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۴

غم پنهان سمر شد چون کنم چون

محبت پرده در شد چون کنم چون

بگردابی فرو شد پای دل را

که آب از سر بدر شد چون کنم چون

خوش آنروزی که دل در دست من بود

دل از دستم بدر شد چون کنم چون

بجنبانید تا زنجیر زلفش

جنونم بیشتر شد چون کنم چون

ندارد در دلش تاثیر فریاد

فغانم بی اثر شد چون کنم چون

چسان امید بهبودی توان داشت

که کار از بدبتر شد چون کنم چون

فتاده بر در دلها بلی فیض

گدای در بدر شد چون کنم چون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷۶میزنم بر صف اغیار جنونست جنون
  2. غزل شمارهٔ ۷۷۷چه شد گر کفر زلفت شد بلای دین
  3. غزل شمارهٔ ۷۷۸یکدمک پیش ما بیا بنشین
  4. غزل شمارهٔ ۷۷۹ای فتنها انگیخته آخر چه آشوبست این
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۰شور دریای حقایق ز آب چشم ما ببین
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۱ای بت خوش لقا بیا چشم نزار من به بین
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۲سوی ما آکه نباشد سفری بهتر از ین
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۳بنشین سرو روانم بنشین
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.