پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۲

گرد جهان گردیده من چون روی تو نادیده من

ز آنروز اسباب جهان جز عشق تو نگزیده من

از پرتو نور رخت تابی فتاده در دلم

کز هستیش چون کوه طور بر خویشتن لرزیده من

آیا چه مستیها کنم آندم که برگیری نقاب

چون بیخود و آشفته‌ام روی ترا نادیده من

از حسن پیداگشت عشق از عشق پیداگشت حسن

از حسن اگر نازیده تو از عشق هم نازیده من

از بهر آن گاهی مگر روزی ز من گیری خبر

شبها بسی در کوی تو در خاک و خون غلطیده من

تا بو که تو یادم کنی گوشی بفریادم کنی

بر آستانت روز و شب زاریده و نالیده من

از دیده‌ام خون شد روان آهم گذشت از آسمان

با من همان هستی چنان چیزی چنین نشنیده من

خاک رهت با من نما تا سازم آن را توتیا

بهر تماشای رخت روشن کنم زان دیده من

مهرت بجان فیض جا کرده است در روز ازل

تا بوده مهر و بوده جان مهرت بجان ورزیده من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷۴غم پنهان سمر شد چون کنم چون
  2. غزل شمارهٔ ۷۷۵غم عشقت فزون شد چون کنم چون
  3. غزل شمارهٔ ۷۷۶میزنم بر صف اغیار جنونست جنون
  4. غزل شمارهٔ ۷۷۷چه شد گر کفر زلفت شد بلای دین
  5. غزل شمارهٔ ۷۷۸یکدمک پیش ما بیا بنشین
  6. غزل شمارهٔ ۷۷۹ای فتنها انگیخته آخر چه آشوبست این
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۰شور دریای حقایق ز آب چشم ما ببین
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۱ای بت خوش لقا بیا چشم نزار من به بین
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.