پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۰

شدم آتش از غم او که مگر دمی کنم جا

چو درون سنگ آتش بدل چو سنگ او من

پری خیالش آید ز سرم خرد رباید

بچه سان رهم ندانم ز خیال شنگ او من

نچنان نهنگ عشقش بدمم فرو کشیده

که خلاصیی توانم ز دم نهنگ او من

تن من چه خاک گردد همه گلستان برویم

که شوم ببوی او من که شوم برنگ او من

اگراو زند به تیرم و گر او زند بسنگم

نرم ز پیش تیرش نجهنم ز سنگ او من

بجفاش صلح کردم ببلاش دل نهارم

نکشم ز کوی او پا نرهم ز چنگ او من

همه اوست خیر و خوبی همه من نیاز و زاری

همه عز و فخر من او همه عار و ننگ او من

دل و دین عمر دادم بهواش فیض و رفتم

نگرفته هیچ کامی ز دهان تنگ او من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷۲گرد جهان گردیده من چون روی تو نادیده من
  2. غزل شمارهٔ ۷۷۳بیا ساقی بده آن آب گلگون
  3. غزل شمارهٔ ۷۷۴غم پنهان سمر شد چون کنم چون
  4. غزل شمارهٔ ۷۷۵غم عشقت فزون شد چون کنم چون
  5. غزل شمارهٔ ۷۷۶میزنم بر صف اغیار جنونست جنون
  6. غزل شمارهٔ ۷۷۷چه شد گر کفر زلفت شد بلای دین
  7. غزل شمارهٔ ۷۷۸یکدمک پیش ما بیا بنشین
  8. غزل شمارهٔ ۷۷۹ای فتنها انگیخته آخر چه آشوبست این
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.