پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۸

امروز دگر در سر سودای دگر دارم

با این دل دیوانه غوغای دگر دارم

هر عهد که بستم من بشکست دل شیدا

دل رای دگر دارد من رای دگر دارم

مجنون ز غم لیلی بگرفت ره صحرا

من در دل دیوانه صحرای دگر دارم

آن داد قرار من بگرفت قرار من

ماوای من اینجا نیست ماوای دگر دارم

عنقا طلبا خوش باش کز دولت عشقش من

در قاف وجود خود عنقای دگر دارم

ای منتظر فردا چون من ز خودی فردا

کامروز نشد اینجا فردای دگر دارم

زاهد اگر از شاهد با شهد بود خرسند

من از لب نوشینش حلوای دگر دارم

مجنون و همان لیلا فیض و رخ هر زیبا

کز پرتو هر جانان لیلای دگر دارم

گفتم که بشیدائی افسانه شدم گفتا

من بر سر هر کوئی شیدای دگر دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۰ناله‌ای با اثر هوس دارم
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۱صنمی ماه رو هوس دارم
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۲ز تو ای گشاد دلها همه کار بسته دارم
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۳آمده‌ام بدین جهان تا که ز نی شکر برم
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۴الا یا ایها الساقی بده جامی که مخمورم
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۵چشم خوش پر شعبده مست تو نازم
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۶اگر آهی کشم دریا بسوزم
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۷من واله جمال فروزان یک کسم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.