پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۶

اگر آهی کشم دریا بسوزم

و گر شوری کنم دریا بسوزم

شود دل شعله چون بر یاد روئی

شوم تن شمع و سر تا پا بسوزم

کنم هرچند پنهان آتش جان

میان انجمن پیدا بسوزم

خوشم با سوختن در آتش عشق

بهل تامن در این سودا بسوزم

در آنجا هر که باشد هر چه باشد

بسوزد ز آتشم هرجا بسوزم

کنم گر اقتباسی ز آتش قدس

وجود خویش سر تا بسوزم

نیارم تاب یا آرم ندانم

تجلی کنم بسازم تا بسوزم

نه من ماند نه ما ماند چو آئی

بیا تا بی من و بی ما بسوزم

ترا خواهم مرا گر تو نخواهی

تجلی بیشتر کن تا بسوزم

بسوزد ظاهر و باطن ز سوزم

اگر پیدا و گر پنهان بسوزم

ز سوز جان اگر حرفی نویسم

ورق را سربسر یکجا بسوزم

چو فیض ار دم زنم از آتش دل

زبان و کام با لبها بسوزم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۸قلم گرفتم و گفتم مگر دعا بنویسم
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۹بدوست حال دل سوگوار را چه نویسم
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۰من آن نیم که توانم ز تو جدا باشم
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۱چه میشود که مقیم در جناب تو باشم
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۲تا من نشوم بیخود هشیار نمی‌باشم
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۳چون غمی زور آورد خود را به صحرا می‌کشم
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۴از معانی مغز بیرون می‌کشم
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۵از دلم بس ناله بیرون می‌کشم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.