پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۳

چون غمی زور آورد خود را به صحرا می‌کشم

ناله را سر می‌دهم از دیده دریا می‌کشم

راز در دل بیش از این نتوان نهفتن چند و چند

بر سر هر چارسو بانگ علالا می‌کشم

نی غلط کی می‌توان گفتن به هرکس راز دل

همدمی هرجا بیابم ناله آنجا می‌کشم

هرکجا گردد دوچارم بی‌سراپا آگهی

بی‌سراپا در رهش سر می‌نهم وامی‌کشم

روز بذل وصل جان‌افزای خود گر سر کشید

من به گرد کوی او از ضعف تن پا می‌کشم

سرخوشم از نشئهٔ صهبای جام معرفت

چون نیابم محرمی این باده تنها می‌کشم

آگهی باید ز سر جان و آنگه رنج تن

گر نباشم آگه از خود رنج بی‌جا می‌کشم

گاه در چشمم درآید گاه در دل جا کند

از جمالش گاه ساغر گاه مینا می‌کشم

از برای آنکه در عقبا بیابم راحتی

رنج گوناگون بسی در دارِ دنیا می‌کشم

سر به سر صحرا ز دود آه من شد کوه کوه

تا نسوزد شهر آهم را به صحرا می‌کشم

دردِ روزم را به شب می‌افکنم ز آشفتگی

کار دی را از پریشانی به فردا می‌کشم

هر جمیلی از جمالش بادهٔ دارد دگر

باده‌های گونه‌گون زان حُسنِ یکتا می‌کشم

دیده‌ام جامست و بت مینا و حسن دوست می

بادهٔ توحید حق زین جام و مینا می‌کشم

آن صهیبی کو کند پرهیز از صهباییم

آن صهیبم من که با پرهیز صهبا می‌کشم

فیض می‌خواهد که سرّ خویش را پنهان کند

من ز نظمش اندک‌اندک رازها وامی‌کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۵از دلم بس ناله بیرون می‌کشم
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۶کنم اندیشهٔ دنیا شود عقبا فراموشم
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۷خویشتن را در هوا کردیم گم
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۸بشست یار و زلف یار در بندم خوشا حالم
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۹ای ز الطاف تو شیرین کامم
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۰شهد لطفست گهی در کامم
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۱زهر قهر ار تو کنی در جامم
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۲خدایا از بدم بگذر ببخشا جرم و عصیانم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.