پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۸

بشست یار و زلف یار در بندم خوشا حالم

بدرد بی‌دوای دوست خرسندم خوشا حالم

ندیدم چون وفائی در گلی در گلشن عالم

ز دل خار تعلق یک بیک کندم خوشا حالم

برون کردم سر از خاک و ندیدم جای آسایش

دگر خود را درون خاک افکندم خوشا حالم

بجز عشقم نیامد در نظر چیزی درین عالم

از آنرو عشق در جان و دل آکندم خوشا حالم

جمال دوست در صحرای هستی چون تجلی کرد

وجود خویش را از خویشتن کندم خوشا حالم

خیالش در نظر پیوسته هست اما پسندم نیست

بدیدار جمالش آرزومندم خوشا حالم

گهی حیران آن رویم گهی آشفته زان رویم

گهی گریم بحال خودگهی خندم خوشا حالم

چو حرف یار می‌گویم دهانم می‌شود شیرین

دهان چه پای تا سر آنزمان قندم خوشا حالم

از آن خوشنود می‌باشم چو فیض از گفتهای خود

که حرف اوست کان بر خویشتن بندم خوشا حالم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۰شهد لطفست گهی در کامم
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۱زهر قهر ار تو کنی در جامم
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۲خدایا از بدم بگذر ببخشا جرم و عصیانم
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۳از آن ز صحبت یاران کشیده دامانم
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۴شب تار است روز من بیا خورشید تابانم
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۵وه که جان یا تنم نمیدانم
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۶من این زهد ریائی را نمیدانم نمیدانم
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۷من آئین جدائی را نمیدانم نمیدانم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.