پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۱

زهر قهر ار تو کنی در جامم

خوشتر از شهد بود در کامم

نوش لطف تو چه شکر نوشم

زهر قهر تو چه شهد آشامم

کی ز چنگال بلا اندیشم

من که شاهین غمت را رامم

ای ز چشمت دو جهان مست و خراب

تهی از باده مگردان جامم

لطفها چند کنی در پرده

پرده برگیر و بر آور کامم

بی‌لقای تو ندارم آرام

چون کنم چون کنم تو آرامم

کامفیض از تو دمی تلخ مباد

ای ز الطاف تو شیرین کامم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۳از آن ز صحبت یاران کشیده دامانم
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۴شب تار است روز من بیا خورشید تابانم
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۵وه که جان یا تنم نمیدانم
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۶من این زهد ریائی را نمیدانم نمیدانم
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۷من آئین جدائی را نمیدانم نمیدانم
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۸چنان شدم که قبیح از حسن نمی‌دانم
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۹عمر عزیز تا یکی صرف در آرزو کنم
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۰از دور بر خرامش قدت ثنا کنم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.