پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۵

وه که جان یا تنم نمیدانم

این توئی یا منم نمیدانم

خویش را از تو فرق نتوانم

دوست از دشمنم نمیدانم

با منی و ز فراق میسوزم

گلشنم گلخنم نمیدانم

روی و زلف تو قبله‌ام شب روز

کافرم مؤمنم نمیدانم

خم ابروی تست یا محراب

رهبر از رهزنم نمیدانم

جامه دانم که میدرم بر تن

جیب از دامنم نمیدانم

محو در عشق تو شدم چون فیض

عشق تو یا منم نمیدانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۷من آئین جدائی را نمیدانم نمیدانم
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۸چنان شدم که قبیح از حسن نمی‌دانم
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۹عمر عزیز تا یکی صرف در آرزو کنم
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۰از دور بر خرامش قدت ثنا کنم
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۱میل صحرا گر کنی من سینه را صحرا کنم
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۲میتوانم ز آب دیده دشت را دریا کنم
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۳گر وصل خواهد دلبرم من بیخ هجران بشکنم
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۴عشق تو کوتا که حرز جان کنم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.