پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۰

از دور بر خرامش قدت ثنا کنم

نزدیک چون رسی دل و جانرا فدا کنم

دارم بزیر پرده ناموس مستیی

تا آنزمان که پرده بر افتد چها کنم

صد راه عقل بسته شود اهل هوش را

گر یک ورق ز دفتر عشق تو وا کنم

عالم بسوزد از نفس آتشین من

حرفی ز سوز سینه خود گر ادا کنم

تا ریشهٔ ز جان بودم در زمین تن

حاشا ز دست دامن مستی رها کنم

گویند ترک عشق و ره عقل پیش گیر

دیوانه‌ام مگر که چنین کارها کنم

هر ذره در را بدوائی خریده‌ایم

من آن نیم که درد بدرمان دوا کنم

بر آستان دوست نهادم سر نیاز

شاید بروی خویش در فیض وا کنم

بر خاک مسکنت فتم و ناله سر کنم

باشد که در دلش ز ره عجز جا کنم

از بهر یکنظر که بسوی من افکند

جا دارد ار هزار سحرگه دعا کنم

در بحر آتشین بود ار گوهی مراد

تا نایدم بکف بدل و جان شنا کنم

فیضم گرفته است جهانرا فروغ من

در یوزهٔ علوم ز دفتر چرا کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۲میتوانم ز آب دیده دشت را دریا کنم
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۳گر وصل خواهد دلبرم من بیخ هجران بشکنم
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۴عشق تو کوتا که حرز جان کنم
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۵فرمان نمیبرد این دل چه‌سان کنم
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۶پیوسته خستهٔ غم یارم چه‌سان کنم
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۷باده بیار ساقیا تا که بمی وضو کنم
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۸گر دل به عشق من دهی بهر تو دلداری کنم
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۹از برکات حسن تو جذب مراد میکنم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.