پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۵

فرمان نمیبرد این دل چه‌سان کنم

کارم ز دست دل شده مشکل چسان کنم

دست قضا بسلسلها بسته خواهشش

با این دل اسیر سلاسل چه‌سان کنم

روز ازل جنون و خرد بخش کرده‌اند

مجنون بسعی بیهده عاقل چه‌سان کنم

نقص و کمال جمله خلایق نوشته‌اند

آنرا که ناقص آمده کامل چه‌سان کنم

با نفس خویش چون نتوانم بر آمدن

با خیل دیو راکب و راجل چه‌سان کنم

دل ده مرا نخست و دلیری نظاره کن

با دشمن درون من بیدل چه‌سان کنم

کارم گره گره شده چون زلف دلبران

یارب علاج عقدهٔ مشگل چه‌سان کنم

افتاده‌ام بدست هجوم رسوم خلق

ضبط رسوم مردم جاهل چه‌سان کنم

آزادگان چست بمنزل رسیده‌اند

با ننگ واپسی من کاهل چه‌سان کنم

فیض و دلش بهم چو نسازند در سلوک

در راه دوست قطع مراحل چسان کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۷باده بیار ساقیا تا که بمی وضو کنم
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۸گر دل به عشق من دهی بهر تو دلداری کنم
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۹از برکات حسن تو جذب مراد میکنم
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۰شب‌ها حدیث زلف تو تکرار می‌کنم
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۱از شراب عشق مستی میکنم
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۲با خیالت شور و مستی میکنم
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۳آنکه کارش با دلست و نیست او را دل منم
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۴بسوی او نگرم کان ناز می‌بینم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.