پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۳

آنکه کارش با دلست و نیست او را دل منم

آنکه را مرکب دلست و پای دل در گل منم

آنکه او را هرچه حاصل شد بیغما دادعشق

نیستش اکنون به جز بیحاصلی حاصل منم

آنکه نقش اوست در مرآت کونین آن توئی

آنکه نقش هر دو عالم را بود قابل منم

آنکه در راه هوای نفس چالاکست و چست

در سلول راه حق افسرده و کاهل منم

آنکه او در راه حق ننهاده گامی یکنفس

کرد عمر خویشتن را صرف در باطل منم

آنکه او را جا بود در آسمانها با ملک

سر نگون افتاد اکنون در چه بابل منم

آنکه مقصود دلفیض است در عالم توئی

آنکه بسته در خیال تست جان و دل منم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۵در چهرهٔ مهرویان انوار تو می‌بینم
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۶حسن رخ مه رویان از روی تو می‌بینم
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۷زین جهان پست بالا میروم
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۸از سر کویت ای نگار میروم و نمیروم
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۹رعیتی است چو خاری بیا امیر شوم
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۰بینم چو جمال یار مدهوش شوم
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۱باده در باده مست چون نشوم
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۲آنکه ز الطاف نو پیوست بهم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.