پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۱

باده در باده مست چون نشوم

یار ساقی ز دست چون نشوم

رخ برافروخت چون نسوزم من

قد برافروخت پست چون نشوم

بست در پیچ زلف خم در خم

پای دلرا ز دست چون نشوم

باده او هوشیار چون باشم

ساقی او می پرست چون نشوم

اوست قبله سجود چون نکنم

اوست بت بتپرست چون نشوم

هست او من چسان نباشم نیست

هستیم اوست هست چون نشوم

دل اشکسته میخرد دلدار

طالب این شکست چون نشوم

گفت اگر عاشقی فنا شوفیض

راه عذرم ببست چون نشوم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۳از عشق یار خوشم از حسن یار هم
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۴دردم ز حد فزون شد و غم بیشمار هم
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۵از بخت شکوه دارم و از دست یار هم
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۶دل میکنمت فدا و جان هم
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۷کو عشق کو سودای عشق تا در جهان غوغا نهم
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۸یاد یاران که کنند از دل و جان یاری هم
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۹مرا هرچند رانی دیگر آیم
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۰اگر بدیم و گر نیک خاکسار توایم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.