پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۷

کو عشق کو سودای عشق تا در جهان غوغا نهم

کو مستیی تا غلغلی در گنبد مینا نهم

کو سوزشی تا شورشی اندر ملایک افکنم

فرپاد لا علم لنا در عالم بالا نهم

ساقی بده تا تر کنم از می دماغ پختهٔ

مشتی از این خامان خشک در بوتهٔ سودا نهم

سر مست از مقراض لا سازم دو عالم از فنا

و آنگاه نقد هر دو کون در مخزن الا نهم

آتش زنم در انس و جان شور افکنم در کن فکان

بیرون روم از آسمان بر سقف عالم پا نهم

زین تنگنا بیرون روم تا عالم بیچون روم

از لیت قومی یعلمون در ملک جان غوغا نهم

یا رب ز فیضت وامگیر یکدم شراب عشق خود

تا هستی موهوم را در ماء من افنا نهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۹مرا هرچند رانی دیگر آیم
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۰اگر بدیم و گر نیک خاکسار توایم
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۱ما ز مافوق فلک در بحر و بر افتاده‌ایم
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۲ذّره ذرّه ز آسیای آسمان افتاده‌ایم
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۳از حضور قدس جانرا در سفر افکنده‌ایم
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۴تا آتش عشق رخت در جان و دل افروختیم
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۵ما سر مستان مست مستیم
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۶بکوی یار بی‌پروا گذشتیم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.