پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۴

تا آتش عشق رخت در جان و دل افروختیم

دیدیم گر مهیا ز غم از خوشدلی وا سوختیم

حالی بغم رو کرده‌ایم با عیش یکرو کرده‌ایم

شادی چو در غم یافتیم آنرا باین بفروختیم

با جنت و طوبی چه‌کار چون کام ما از غم رواست

از آتش دوزخ چو غم در عشق چون ما سوختیم

چون خرقه پوشان غمت دلهای صافی داشتند

ما هم بامید صفا زینغم مرقع دوختیم

ترک کتاب و درس علم گفتیم چون در راه تو

یک نکتهٔ اغیار سوز از پیر عشق آموختیم

گر دین و دنیا باختیم در عشق و در سودای عشق

لیک از متاع درد و غم سرمایها اندوختیم

افسرده بودی فیض تا با عیش بودت الفتی

ای غم روانت شاد باد کز تو دلی افروختیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۶بکوی یار بی‌پروا گذشتیم
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۷رفتیم ازین دیار رفتیم
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۸هر جمیلی که بدیدیم بدو یار شدیم
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۹هر جمالی که بر افروخت خریدار شدیم
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۰فخر دو عالمیم و گدای تو آمدیم
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۱ما را ره توفیق نمودند و بریدیم
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۲بس جور کشیدیم در این ره که بریدیم
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۳دردا که درین راه بسی رنج کشیدیم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.