پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۲

بس جور کشیدیم در این ره که بریدیم

المنة لله که بمقصود رسیدیم

طی شد الم فرقت و برخواست غم از دل

با دوست نشستیم و می وصل چشیدیم

از علم یقین آمد و از کوش بآغوش

دیدیم عنان آنچه بگفتار شنیدیم

تا صاف شود عیش ز آلایش عصیان

با دوست یکی گشته سر مرگ بریدیم

بس عقده مشکل که در این راه گشودیم

بس گم شدگانرا که بفریاد رسیدیم

با پای برفتند گروهی ره جنت

ما با پر عرفان بره قدس پریدیم

بر وحدت حق فاش و نهان داده شهادت

تا ساغری از باده توحید چشیدیم

عرفان ولی را ز ره وحی گرفتیم

فرمان نبی را بدل و جان گرویدیم

با پای دوم راه سفر رفت محبش

ما سر به تبرهای تبرّاش بریدیم

قومی سپر خویش نمودند سوم را

ما تیغ براءت بسر هر شه کشیدیم

چون فیض رسیدیم بسر چشمه حیوان

از مرگ رهیدیم و ز آفات جهیدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۴چشم بر هر چه گشادیم رخ خوب تو دیدیم
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۵از غیبب عدم رخت بهستی چو کشیدیم
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۶ما دیدهٔ اشکبار داریم
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۷بیا ای اشک خونین تا که بر بخت زبون گریم
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۸بیائید یاران بهم دوست باشیم
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۹بیا تا مونس هم یار هم غمخوار هم باشیم
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۰طرفی نبستم زین جهان استغفرالله العظیم
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۱چون یار ما تو باشی ز اغیار فارغیم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.