پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۳

دردا که درین راه بسی رنج کشیدیم

بس راه بریدیم و بمنزل نرسیدیم

قومی که ره راست گزیدند و رسیدند

ما در غم تحصیل ره راست خمیدیم

آنقوم گر آرام گذشتند گذشتند

ما در پی آرام همه عمر طپیدیم

گفتند که این راه بمقصد دو سه گامست

طی شد همهٔ عمر بمقصد نرسیدیم

گفتند ز خود تازهی ره نشود طی

جان رفت برون از تن و از خود برمیدیم

بشکافت غبار از سر خار ره و بنمود

بودیم خود آن خار که در پای خلیدیم

هر تخم که در مزرعه عمر فشاندیم

حیرت درویدیم و بحسرت نگریدیم

زابر کرمش فیض مگر رحمتی آید

تا پاک شویم از دنس خود که پلیدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۵از غیبب عدم رخت بهستی چو کشیدیم
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۶ما دیدهٔ اشکبار داریم
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۷بیا ای اشک خونین تا که بر بخت زبون گریم
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۸بیائید یاران بهم دوست باشیم
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۹بیا تا مونس هم یار هم غمخوار هم باشیم
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۰طرفی نبستم زین جهان استغفرالله العظیم
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۱چون یار ما تو باشی ز اغیار فارغیم
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۲کی آیدم می در نظر مست جمال ساقیم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.