پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۱

ما را ره توفیق نمودند و بریدیم

بر ما در تحقیق گشودند و رسیدیم

یکچند به هر صومعه بردیم ارادت

یکچند به هر مدرسه گفتیم و شنیدیم

اقلیم معارف همه را سیر نمودیم

در باغ حقایق بهمه سبزه چریدیم

بس عطر روانبخش ز گلها که گرفتیم

بس میوه دلپرور دلخواه که چیدیم

کردیم نظر در شجر زینت دنیا

نه سایه نه برداشت ازو مهر بریدیم

ناگاه شد از قرب نمودار درختی

مقصود دل آن بود بکنهش چو رسیدیم

دادند بما عیش مصفای مؤبد

در سایهٔ آن رحل اقامت چو کشیدیم

دیدیم چو ما ساقی میخانهٔ توحید

یکجرعه از آن بادهٔ بیرنگ چشیدیم

صد شکر دل آسود ز تشویش کشاکش

چون فیض نه پیر و نه فقیه و نه مریدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۳دردا که درین راه بسی رنج کشیدیم
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۴چشم بر هر چه گشادیم رخ خوب تو دیدیم
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۵از غیبب عدم رخت بهستی چو کشیدیم
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۶ما دیدهٔ اشکبار داریم
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۷بیا ای اشک خونین تا که بر بخت زبون گریم
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۸بیائید یاران بهم دوست باشیم
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۹بیا تا مونس هم یار هم غمخوار هم باشیم
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۰طرفی نبستم زین جهان استغفرالله العظیم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.