پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۸

هر جمیلی که بدیدیم بدو یار شدیم

هر جمالی که شنیدیم گرفتار شدیم

پیش هر لاله رخی ناله و زاری کردیم

چون بدیدیم ترا از همه بیزار شدیم

خار اغیار بسر پنجه غیرت کندیم

تا ز عکس رخ گلزار تو رخسار شدیم

بیخبر بر در میخانهٔ عشق افتادیم

قدح باده کشیدیم و خبردار شدیم

مست بودیم و سر از پای نمیدانستیم

از الست تو سراپا همه هشیار شدیم

خفته بودیم در اقلیم عدم آسوده

از سماع کن بیحرف تو بیدار شدیم

شربت لعل لبت بود شفای دل ما

هر گه از چشم خوشت خسته و بیمار شدیم

چه سعادت که در ایام غمت دست نداد

خنک آندم که بعشق تو گرفتار شدیم

فیضها از پی عشقت بدل و جان بردیم

زانسبب معتکف خانهٔ خمار شدیم

دم بدم نفخهٔ از غیب بجان می‌آید

تاز گلبانگ اشارات تو در کار شدیم

تا امانت بسپاریم کرم کن مددی

بامید مددت حامل این بار شدیم

هر کسی در همه کار از تو مدد میجوید

فیض هم از تو مدد یافت که هشیار شدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۰فخر دو عالمیم و گدای تو آمدیم
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۱ما را ره توفیق نمودند و بریدیم
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۲بس جور کشیدیم در این ره که بریدیم
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۳دردا که درین راه بسی رنج کشیدیم
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۴چشم بر هر چه گشادیم رخ خوب تو دیدیم
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۵از غیبب عدم رخت بهستی چو کشیدیم
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۶ما دیدهٔ اشکبار داریم
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۷بیا ای اشک خونین تا که بر بخت زبون گریم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.