پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۶

بکوی یار بی‌پروا گذشتیم

دل آنجا ماند و ما ز آنجا گذشتیم

غلط کی میتوان ز آنجا گذشتن

مگر ما بیخود و بی ما گذشتیم

نه ما ماند و نه سر ماند و نه پا ماند

هم از ما هم ز سر هم پا گذشتیم

چو از یار حقیقی بوی بردیم

ز هر گلدستهٔ رعنا گذشتیم

عیان دیدیم خورشید ازل را

ز هر مه طلعت زیبا گذشتیم

حدیث از شاهد و ساقی مگوئید

که این را خط زدیم و آنرا گذشتیم

بجان و دل غم مولی گزیدیم

هم از دنیا هم از عقبا گذشتیم

نمی‌پیچیم در زهاد و عباد

هم از اینها هم از آنها گذشتیم

نه از دنیا و عقبا طرف بستیم

بماندیم این دو را برجا گذشتیم

چو در اقلیم بیجانی رسیدیم

ز راه و منزل و ماوا گذشتیم

بخلوت خانهٔ توحید رفتیم

هم از لا و هم از الا گذشتیم

دل و جانرا بحق دادیم چون فیض

ز گفت و گو و از غوغا گذشتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۸هر جمیلی که بدیدیم بدو یار شدیم
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۹هر جمالی که بر افروخت خریدار شدیم
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۰فخر دو عالمیم و گدای تو آمدیم
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۱ما را ره توفیق نمودند و بریدیم
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۲بس جور کشیدیم در این ره که بریدیم
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۳دردا که درین راه بسی رنج کشیدیم
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۴چشم بر هر چه گشادیم رخ خوب تو دیدیم
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۵از غیبب عدم رخت بهستی چو کشیدیم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.