پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۳

از حضور قدس جانرا در سفر افکنده‌ایم

در سفر هم خویش را در شور و شر افکنده‌ایم

در کف نفس و هوا و دیو اسیر افتاده‌ایم

تا بلذات جهان بیجا نظر افکنده‌ایم

بهر تعظیم خسان و اعتبار ابلهان

خویشتن را چون گدایان دربدر افکنده‌ایم

راه دوزخ پیش داریم و بسرعت میرویم

بی محابا خویشتن را در خطر افکنده‌ایم

راه جنت را بما بنموده حق با صد دلیل

از ضلالت خویش را ما در سقر افکنده‌ایم

سوی ما از یار ما با آنکه می‌آید خبر

ما درین ره خویشتن را بی‌خبر افکنده‌ایم

دوست را با ما نظرها هست پیدا و نهان

ما چو کوران آن نظرها از نظر افکنده‌ایم

جان ما را تیر باران حوادث کرد چرخ

ما به پیش تیر بارانش سپر افکنده‌ایم

تا نپنداری که ما اینراه را خود میرویم

پیش چوگان قضا چون گوی سر افکنده‌ایم

جان شد این تن وعدهٔ‌ دیدار جانان تا شنید

چشم شد در گوش تا ما این خبر افکنده‌ایم

حرف او بشنیده دل هر جا که گوشی داده‌ایم

روی او دیده است جان هر جا نظر افکنده‌ایم

تا بکی در عرض ره خواهیم گشتن عمر شد

بهر کاری فیض خود را در سفر افکنده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۵ما سر مستان مست مستیم
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۶بکوی یار بی‌پروا گذشتیم
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۷رفتیم ازین دیار رفتیم
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۸هر جمیلی که بدیدیم بدو یار شدیم
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۹هر جمالی که بر افروخت خریدار شدیم
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۰فخر دو عالمیم و گدای تو آمدیم
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۱ما را ره توفیق نمودند و بریدیم
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۲بس جور کشیدیم در این ره که بریدیم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.