پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۴

بسوی او نگرم کان ناز می‌بینم

و گر بخویش سرا پا بناز می‌بینم

دل ار غمین شود آن راز خویش می‌یابم

و گر خوش است از آن دلنواز می‌بینم

بآسمان و زمین بینم ار بدیدهٔ دل

جبال معرفت و بحر راز می‌بینم

غبار غیر ز مرآت دل چو می‌روبم

بر وی جان دری از غیب باز می‌بینم

چو عشق نیست رهی سوی او سخن کوته

که راه دیگر و دور و دراز می‌بینم

بر وی دشمن اگر بسته شد دری از دوست

بروی دوست در دوست باز می‌بینم

زر وجود من از غش نمیرسد خالص

ببوتهٔ غم او تا گداز می‌بینم

وفای اوست وفا و وفای اوست وفا

وفا جفا شود ار امتیار می‌بینم

عنای او همه راحت غمش همه شادیست

بلای اوست عطا سوز و ساز می‌بینم

بغیر هستی او هستی نمی‌دانم

جهان همه بحقیقت مجاز می‌بینم

بمیرم ار به جز او زندهٔ گمان دارم

بسوزم ار به جز او کار ساز می‌بینم

فنا شوم اگر اغیار را بقا باشد

نباشم ار به جز او بی‌نیاز می‌بینم

حرام باد بر آن دل محبتش که درو

بجز محبت او را جواز می‌بینم

هزار سجده شکر ار کنی کمست ای فیض

که بر رخ تو در دوست باز می‌بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۶حسن رخ مه رویان از روی تو می‌بینم
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۷زین جهان پست بالا میروم
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۸از سر کویت ای نگار میروم و نمیروم
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۹رعیتی است چو خاری بیا امیر شوم
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۰بینم چو جمال یار مدهوش شوم
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۱باده در باده مست چون نشوم
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۲آنکه ز الطاف نو پیوست بهم
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۳از عشق یار خوشم از حسن یار هم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.