پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۸

گر دل به عشق من دهی بهر تو دلداری کنم

ور تن بحکم من نهی جان ترا یاری کنم

مستی شود گر آرزوت از عشق خود مستت کنم

مخمور اگر باشی ترا از غمزه خماری کنم

یاری اگر خواهی جلیس من باشمت یار و انیس

خواهد دلت گر گفتگو بهر تو گفتاری کنم

چشم دلت روشن شود خار گلت گلشن شود

چون روی سوی من کنی من هم ترا یاری کنم

یک لحظه هشیار ار شوی ساقی شوم ساغر دهم

دور از تو بیمار ار شوی من رسم تیماری کنم

درد ترا درمان کنم کار ترا سامان کنم

عیب ترا پنهان کنم بهر تو ستاری کنم

خیلِ تورا قوّه دهم ، جندِ تورا نصرت دهم

بر دشمنان جان تو آئین پیکاری کنم

چون یار غمخوارت منم کف بر مدار از دامنم

تا من ترا یاری کنم تا لطف و غمخواری کنم

فیض اینجواب آنغزل از شعر مولانا که گفت

کاری ندارد این جهان تا چند گل کاری کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۰شب‌ها حدیث زلف تو تکرار می‌کنم
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۱از شراب عشق مستی میکنم
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۲با خیالت شور و مستی میکنم
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۳آنکه کارش با دلست و نیست او را دل منم
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۴بسوی او نگرم کان ناز می‌بینم
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۵در چهرهٔ مهرویان انوار تو می‌بینم
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۶حسن رخ مه رویان از روی تو می‌بینم
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۷زین جهان پست بالا میروم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.