پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۸

چنان شدم که قبیح از حسن نمی‌دانم

مپرس مسئله از من که من نمی‌دانم

جنون عشق سراپای من گرفت از من

چنان که پای ز سر سر ز تن نمی‌دانم

مر از خویش برون کرد و جای من بنشست

کنون رهی بسوی خویشتن نمی‌دانم

شراب حسن از وصاف میکشم بیظرف

صراحی و قدح و جام و دن نمی‌دانم

بهر کجا نگرم روی خوب او بینم

خصوص گلشن و طرف چمن نمی‌دانم

چو وصف او کنم از پای تا بسر سخنم

زبان و لب نشناسم دهن نمی‌دانم

حدیث او همه جا آشکار می‌گویم

درون خلوت از انجمن نمی‌دانم

کند چو معنی او جلوه میشوم معنی

حروف را نشناسم سخن نمی‌دانم

شود تنم همه جان صورتش چه جلوه کند

چه جان شدم همه تن جان ز تن نمی‌دانم

چو یاد او کنم از پای تا بسر شوم او

چو او شدم همه من ما و من نمی‌دانم

چو من شدم همه او و شد او تمامی من

روان ز قالب جان از بدن نمی‌دانم

وصال او همه جا چون میسرست مرا

طلل نجویم و ربع و دمن نمی‌دانم

مرا وطن چو شد آنجا که یار من آنجاست

دگر دیار غریب از وطن نمی‌دانم

ببوی او همه کس را عزیز می‌دارم

چو فیض خاک رهم ما و من نمی‌دانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۰از دور بر خرامش قدت ثنا کنم
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۱میل صحرا گر کنی من سینه را صحرا کنم
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۲میتوانم ز آب دیده دشت را دریا کنم
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۳گر وصل خواهد دلبرم من بیخ هجران بشکنم
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۴عشق تو کوتا که حرز جان کنم
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۵فرمان نمیبرد این دل چه‌سان کنم
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۶پیوسته خستهٔ غم یارم چه‌سان کنم
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۷باده بیار ساقیا تا که بمی وضو کنم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.