پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۰

شهد لطفست گهی در کامم

ز هر قهر است گهی در جامم

گه می تلخ دهی زان لب و چشم

گاه نقل و شکر و بادامم

گاهی از لطف کنی تحسینم

گاهی از قهر دهی دشنامم

من گرفتار توام حاجت نیست

زحمت آنکه کشی در دامم

روز و شب می نشناسم الا

وصل تو صبح و فراقت شامم

سوختم ز آتش هجران و هنوز

در ره چارهٔ وصلت خامم

فیض را شکر وصالت بچشان

چند در هجر تو زهر آشامم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۲خدایا از بدم بگذر ببخشا جرم و عصیانم
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۳از آن ز صحبت یاران کشیده دامانم
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۴شب تار است روز من بیا خورشید تابانم
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۵وه که جان یا تنم نمیدانم
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۶من این زهد ریائی را نمیدانم نمیدانم
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۷من آئین جدائی را نمیدانم نمیدانم
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۸چنان شدم که قبیح از حسن نمی‌دانم
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۹عمر عزیز تا یکی صرف در آرزو کنم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.