پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۹

ای ز الطاف تو شیرین کامم

تهی از باده مگردان جامم

چون در خانه برویم بستی

ماه رویت بنما از بامم

ای که نامت بودم ورد زبان

چه شود گر تو بپرسی نامم

من که پیوسته ثناگوی توام

سزد ارگاه دهی دشنامم

دلبرا چارهٔ آموز مرا

تا بکی زهر غمت آشامم

مردم از غصه و کارم نگشود

سوختم ز آتش عشق و خامم

کام فیض از لب خود شیرین کن

ای ز الطاف تو شیرین کامم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۱زهر قهر ار تو کنی در جامم
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۲خدایا از بدم بگذر ببخشا جرم و عصیانم
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۳از آن ز صحبت یاران کشیده دامانم
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۴شب تار است روز من بیا خورشید تابانم
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۵وه که جان یا تنم نمیدانم
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۶من این زهد ریائی را نمیدانم نمیدانم
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۷من آئین جدائی را نمیدانم نمیدانم
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۸چنان شدم که قبیح از حسن نمی‌دانم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.