پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۷

خویشتن را در هوا کردیم گم

جاده در راه خدا کردیم گم

از عدم ما تا باقلیم وجود

آمدیم و راه را کردیم گم

منزل و مقصود و راه و راه رو

جمله را در ابتدا کردیم گم

سالک و مسلوک و مسلوک الیه

جمله ما بودیم و ما کردیم گم

هرچه ما را بو در اجناس و نقود

جمله را در راهها کردیم گم

ز ابتدا کردیم چون ‌آهنگ راه

گ؟ اول خویش را کردیم گم

بر در شه چون عطا جویان شدیم

شاه را اندر عطا کردیم گم

کس نمیداند که چون شد کار ما

خود چه بود و این چرا کردیم گم

نیست پیدا کاخر این کار چیست

ز ابتدا تا انتها کردیم گم

گشت پنهان طرز جستجوی ما

هر چرا ما جابجا کردیم گم

بگذریم از جستجو و گفتگو

چونکه ما سر رشته را کردیم گم

گفتها بر جُسته‌ها شد پردها

جُستها در گفتها کردیم گم

فیض را جان رفت در سودای او

عمر در اندیشها کردیم گم

یافتیم آخر درون خویشتن

هر چرادرهر کجا کردیم گم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۹ای ز الطاف تو شیرین کامم
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۰شهد لطفست گهی در کامم
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۱زهر قهر ار تو کنی در جامم
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۲خدایا از بدم بگذر ببخشا جرم و عصیانم
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۳از آن ز صحبت یاران کشیده دامانم
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۴شب تار است روز من بیا خورشید تابانم
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۵وه که جان یا تنم نمیدانم
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۶من این زهد ریائی را نمیدانم نمیدانم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.