پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۴

از معانی مغز بیرون می‌کشم

معنوی داند که من چون می‌کشم

بسته دارم تا نظر در صورتی

معنی هر لحظه بیرون می‌کشم

لیلیی دارم که نتوان دیدنش

در غمش صد بار بیرون می‌کشم

کاسه‌های زهر هجر دوست را

عشق می‌داند که من چون می‌کشم

موسیم من عقل هارون من است

منت نصرت ز هارون می‌کشم

یکسر مو سر نمی‌پیچم ز عقل

این ریاضت‌ها به قانون می‌کشم

از پی تحصیل زاد آخرت

جورها از دنیی دون می‌کشم

دم به دم زان غمزه تیری می‌رسد

خامهٔ پرهیز در خون می‌کشم

بهر بی‌اندازه عیشی در درون

محنت ز اندازه بیرون می‌کشم

دل ز دنیا کنده و در ارض تن

رنج خسف جسم قارون می‌کشم

رنج‌ها باشد کلید گنج‌ها

رنج‌ها از طاقت افزون می‌کشم

تا رسم از رنج در گنجی چو فیض

جورها از چرخ گردون می‌کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۶کنم اندیشهٔ دنیا شود عقبا فراموشم
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۷خویشتن را در هوا کردیم گم
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۸بشست یار و زلف یار در بندم خوشا حالم
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۹ای ز الطاف تو شیرین کامم
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۰شهد لطفست گهی در کامم
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۱زهر قهر ار تو کنی در جامم
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۲خدایا از بدم بگذر ببخشا جرم و عصیانم
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۳از آن ز صحبت یاران کشیده دامانم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.