پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۷

من واله جمال فروزان یک کسم

آشفتهٔ دو زلف پریشان یک کسم

سامان مرا یکی و سر من یکی بود

سودا یکی و بیسر و سامان یک کسم

هر جا بهر که روی کنم سوی او بود

بینای یک جمالم و حیران یک کسم

جمعیتم ز جمع کمالات یک کس است

شیدای یک جمیل و پریشان یک کسم

تیغ ار کشد بقصد سرم بسملش شوم

در مذبح محبت قربان یک کسم

مشرک نیم پرستش باطل نمیکنم

حق بین و حق پرست بفرمان یک کسم

از هر خسی قبول عطائی نمیکنم

مستغرق مواهب احسان یک کسم

چون گربگان بسفرهٔ هر کس نمیروم

همچون شتر نواله خور خوان یک کسم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۹بدوست حال دل سوگوار را چه نویسم
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۰من آن نیم که توانم ز تو جدا باشم
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۱چه میشود که مقیم در جناب تو باشم
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۲تا من نشوم بیخود هشیار نمی‌باشم
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۳چون غمی زور آورد خود را به صحرا می‌کشم
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۴از معانی مغز بیرون می‌کشم
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۵از دلم بس ناله بیرون می‌کشم
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۶کنم اندیشهٔ دنیا شود عقبا فراموشم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.